أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

255

تجارب الأمم ( فارسى )

است ، ما همانند رافضيان احمق نباشيم ، كه مردم را به سوى يك غائب منتظر بخوانيم [ 1 ] . على بن عيسى گفت : راست بگو ! چه كسى از مردم كوفه و بغداد مىشناسى كه با قرمطى داد و ستد نامه دارد ؟ گفت : چرا راست بگويم و گروهى پاكدين را به چنگ گروهى كافر بسپرم تا ايشان را بكشند * ؟ من اين را نخواهم كرد ! دستور داد به او سيلى و چوب زدند و به غل و زنجيرى سنگين كشيدند و زنجيرى به دهانش نهادند و او را به نازوك سپرد تا در سيه چالش انداخت ، تا پس از هشت روز بمرد ، زيرا از خوردن و آشاميدن خوددارى كرده بود .

--> [ = ] مخروط همانند كرده كه قاعدهء آن را مردم نادان تشكيل داده با سوادان در بخشهاى بالاترند . هر آدمى كه داناتر است جزء الهى بيشتر و مقامى والاتر دارد . آنان كه به رأس مخروط نزديكترند ، علمشان بيشتر و عددشان كمتر است و در رأس مخروط أعلم ناس و رئيس مدينهء فاضله است كه داراى فرهء ايزدى است يعنى با عقل فعال ( عقل عاشر دهم ) پيوند دارد و بنابر « قاعدهء لطف » بر خداوند واجب است كه او را در حين القاى دستور از خطا و لغزش « معصوم » دارد ، تا جامعهء اسلامى را به تباهى نكشاند . فارابى گويد : اين رئيس مدينهء فاضله را ايرانيان قديم « شاه » ، يونانيان « فيلسوف » ، مسلمانان « نبى ، رسول ، امام » ، صوفيان « قطب » مىنامند . پس از مرگ رئيس مدينه ، عالمترين كس پس از وى ، بر جاى او بنشيند ، پس « زمين هيچگاه از حجت خالى نماند » . [ ( 1 - ) ] M : پس از آنكه به ارادهء قطعى خداوند متعال دوازدهمين امام معصوم شيعه ( عج ) غايب شد گنوسيست‌ها كه در عراق نفوذ بسيار داشتند موقعيت را مغتنم شمرده به خليفه نزديك شدند . او نيز چون ديد به دليل غيبت آخرين امام ايشان نامزدى براى خلافت و رقابت با عباسيان ندارند ، اين مذهب را از ليست سياه بيرون آورده و سرشناسانشان را به خود نزديك كرد و « ابن فرات » را به وزيرى بگمارد . ولى شيعيان تندرو در خاور ايران و در خليج فارس قرمطيان اين نرمش را نپذيرفته گفتند : امام ناديده از خداى نامرئى نيابت نتواند كرد . امروز نيز اسماعيليان ، با آنكه مذهب را از سياست جدا كرده‌اند ، باز هم امام حاضر دارند كه تنها به كار مذهبى مىپردازد و به سياست كارى ندارد .